ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

696

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

همين شيوه را برگزيدند و خانه‌هايى بر آن افزودند و وليد بن عبد الملك براى آن ستونهايى از سنگ مرمر بنا كرد . سپس منصور و پسرش مهدى نيز بر فضاى آن افزودند و از آن پس افزودن بر آن متوقف شد و بر همين فضايى كه در روزگار ما وجود دارد پايدار ماند . و خدا به حدى آن خانه را گرامى داشته و بدان عنايت فرموده است كه در انديشه نميگنجد و كافى است كه بگوييم خداوند آن را جايگاه نزول وحى و ملائكه و عبادتگاه قرار داده و شعاير حج گزارى و مناسك را در آن واجب كرده است . و براى حرم كعبه از همهء نواحى آن حقوق تعظيم و شايستگى خاصى واجب كرده است كه براى جز آن فرض نفرموده است . چنان كه دخول مخالفان دين اسلام بدان حرم ممنوع است و بايد كسى كه بدرون حرم ميرود جامهء دوخته نپوشد و فقط با رو انداز بلندى كه [ سراسر ] بدن را ميگيرد [ 1 ] داخل شود و زمين حرم بمنزلهء جايگاه امن و بستى است كه پناه‌برندگان بدان و جانورانى كه در چراگاه آن ميچرند از هر گونه دستبرد و گزندى مصون‌اند ، از اين رو به هيچ خائفى در آن جايگاه نميتوان تعرض كرد و هيچ حيوانى را نميتوان شكار نمود و درختان آن را نميتوان براى هيزم به كار برد . و حدود حرم كه به اين مزايا اختصاص دارد عبارت است از : سه ميل از راه مدينه تا تنعيم ، و از راه عراق هفت ميل تا خميدگى منقطع كوه ، و از راه [ 2 ] جعرانه ، نه ميل تا شعب ، و از راه جده ده ميل [ 3 ] تا منقطع عشاير ، اين است چگونگى و اخبار مربوط به مكه و آن را ام القرى و كعبه نيز مىنامند از كلمهء « كعب » به علت بلندى آن و هم آن را « بكّه » گويند اصمعى گويد : زيرا مردم با يك ديگر نرمى ميكنند ، و مجاهد گويد باء بكّه را به ميم بدل كرده‌اند چنان كه لازب را لازم گويند چه مخرج ميم و باء بهم نزديك است ، و نخعى [ 4 ] گويد بكّه با باء بر خانهء كعبه و مكّه با ميم بر شهر اطلاق شود

--> [ 1 - ) ] ترجمهء ازار است . رجوع به منتهى الارب شود . [ 2 - ) ] از راه طائف هفت ميل تا بطن نمرة ( ن . ل ) [ 3 - ) ] هفت ميل ( ك ) [ 4 - ) ] ابراهيم نخعى ، ابو عمران بن يزيد بن اسود تابعى فقيه اصلا از مردم يمن بود و در كوفه ميزيست ، او محضر عايشه را درك كرده و بسال 96 درگذشته است . ( لغت نامهء دهخدا ) .